ای دستِ تو بهانه ی من، در راهِ زندگی
لطفا کمی بهانه ی خود را به من بده
بلبل صفت، لبی به دو بیتی نشانه کن
با من بخوان، ترانه ی خود را به من بده
مبعوث گشته ام ز تو در کوی عاشقی
یک چشمه از نشانه ی خود را به من بده
بُستان و باغ و هستی من مال تو، تو هم
یک شاخه از جوانه ی خود را به من بده
من دزد نیستم، پی احوال پرسی ام
یک شب کلید خانه ی خود را به من بده
با حال زار و موی پریشان به زیر ماه
امشب بیا و شانه ی خود را به من بده
ما تشنه ایم و لطف تو بسیار، جرعه ای
از آب رودخانه ی خود را به من بده
هر تار موی تو، شبی از داستان توست
دیوانی از فسانه ی خود را به من بده
عمرت دراز و صد شب یلدا به انتظار
یک قاچ هندوانه ی خود را به من بده
خورشید صحنه ای و دو عالم نمایشت
نقشی ز هر کرانه ی خود را به من بده
ما خسته ایم از دل شعری که نفرت است
لبخند عامیانه ی خود را به من بده
این دست بچّگانه ی ما را زمین نزن
آن دست مادرانه ی خود را به من بده
اشعار نیم بندِ مرا از یاد خود نبر
یک بیت دلبرانه ی خود را به من بده
هر یک نگاه، یک غزل از چشمهای توست
اشعار شاعرانه ی خود را به من بده
در حال انتظار وُ به دیدار دلخوشم
دستان عاشقانه ی خود را به من بده...
#محمدمهدی_جلادت
هوای شیرین 2...ما را در سایت هوای شیرین 2 دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 84