متشکرم از اینکه قدری فکرِ ما کردی
بینِ زمین و آسمان، ما را دعا کردی
برداشتم از عشق، قبلا چیزِ دیگر بود
تو آمدی و مرزها را جا به جا کردی...
از آن روزی که با دستان خود عاشق ترم کردی
من آن من نیستم، زیرا تو چیزی دیگرم کردی
مرا چون فرفره گِرد جهانم خوب گرداندی
سپس در خویش چرخان/دیدی وُ از خود درم کردی...
پَـرِ پـرواز نــدارم کـه بـه یـارم بـرســم
در زمین هم که کسی نیست شود کار و کَسم
از خدا خواسته ام عشقِ کسی گُم نشود
منِ بی عشق، چه بی هم نفسم در قفسم...
نعره هائیست روز و شب که می دمد از من
وعده هایی که داده ای به من سرِ خرمن
داد و بیداد و آه از این هجومِ بی پایان
مغزِ من تیر می کشد، خودم ولی بهمن...
بی شمار از لب تو خاطره دارم که نپرس
از تو صد قاب پر از منظره دارم که نپرس
امشب از فکر تو هیهات که خوابم ببرد
آنقدَر در دلِ خود دلهره دارم که نپرس...
احساس را از سینه ام ابراز کردم
دست نیازم را به رویت باز کردم
نوزاد لب وا می کند بر روی مادر
من عشق را از چشم تو آغاز کردم...
دائم، کشش شانه به مویت با من
بوسیدن هر لحظه گلویت با من
هر شب تو بیا و نغمه خوان، مَستم کن
شعری به هوای گل رویت با من...
جز من به یار من کسی هم خو نباشد
از هر نظر با هر که شد هم سو نباشد
لطفا خدایا تا قیامت یاری اش کن
آخر برایم هیچ کس چون او نباشد...
در آغوشم بکِش تا من در آغوشت رها باشم
و از وابستگی هایم به جز دستت جدا باشم
ز خود رو برنگردان، از درون من را تمنّا کن
که تا آن لحظه ی پایان عمرم با وفا باشم...
احسنت به عشقی که خریدار تو باشد
هر لحظه فقط تشنه ی دیدار تو باشد
یکباره برَد خواب و خوراک از سر انسان
شب تا به سحر در دل بیدار تو باشد...
طرزِ رفتارِ من و تو که همانند شود
سخن ات در دل من میوه دهد، قند شود
عشق آن نیست که بر کاغذ و دفتر ببَرند
عشق یعنی ضربانم به تو پیوند شود...
#محمدمهدی_جلادت
#میم_میم_جیم
ما را در سایت هوای شیرین 2 دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 88