عهدی که بسته ایم به یکباره فَک کنم
داد از دلِ تباه وُ سیاه فلک کنم
یک عمر، ساده بودن و بیچارگی بس است
این بار می روم، به غرورم کمک کنم
ممنونم از تمام کسانی که آمدند
رفتم برای جشن، خودم را بَزک کنم
باید دوباره لشکرِ یاران به صف شوند
یک یک، دقیق، تیز، به نوبت اَلک کنم
دیوارِ اعتماد، فرو ریزم و سپس
داغی به پشتِ دستِ خودم، «جیز» حک کنم
دیگر به لطفِ هیچ رفیقی امید نیست
با چشمِ باز و آینه، دفعِ کَلک کنم
خوب است بشکنم مُچِ این دستِ بی نمک
حتماً دوباره دست به ظرفِ نمک کنم
این روزها که لب به زبان بسته، ساکتم
شبها شکایت از همه پیشِ ملَک کنم
هر دوست را به نوبت و تک تک محک زنم
بگذار در لیاقت افراد شک کنم.....!
#محمدمهدی_جلادت
ما را در سایت هوای شیرین 2 دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 92